نگارش خاتمهنامه یکی از فعالیتهای مهم برای دانشجویان تحصیلات تکمیلی و به ویژه دانشجویان کارشناسی ارشد میباشد. اتمامنامه نوشتهای تخصصی، علمی و پژوهشی است که دانشجویان در مورد رشته تحصیلی خود ارائه میدهند؛ در واقع خاتمهنامه، خروجی آموختههای دانشجویان در طی تحصیلات دانشگاهی میباشد.
برای اینکه این پژوهش به بهترین نحو ممکن انجام شود میتوان با نقد و ارزیابی پایان کارنامههای دیگران به این هدف نایل شد. علاوه بر این، نقد پایان کارنامه باعث میشود ماهیت دشواریهای پژوهش برای ما آشکار شود. نقد اتمامنامه هم برای نویسنده پژوهش و هم برای تحلیلگر آن سودمند است. نویسنده با تحلیلهای انجام شده به نقاط ضعف و قدرت کار خود پی میبرد و تحلیلگر نیز بینش و آگاهی خود را بیشتر شدن میدهد. از سوی دیگر شرکتکنندگان در نشست نقد با آخرین مباحث علمی در آن حوزه آشنا میگردند.
تا زمانی که پژوهشگر نداند درباره یک مبحث «چه چیزهایی میتوان پرسید؟» و این مسئله را «چگونه و با چه شیوههایی میتوان پژوهش کرد؟»، رصد شکاف دانشی موجود در پژوهشها و طرح ادعای پژوهش دال بر ناکافی بودن دانش موجود و بیان علمی و منطقی مسئله تقریباً غیرممکن است. برای پاسخ به این پرسشها پژوهشگر باید بر مبانی نظری پژوهش خود تسلط داشته باشد. مبانی نظری پژوهش به دو بخش قابل تقسیمبندی است:
بخش اول: شامل مبانی نظری محور است که دانش محوری و محتوایی مورد نیاز درباره چیستی، چرایی و چگونگی مسئله مورد مطالعه را در اختیار پژوهشگر قرار میدهد. این دانش به او این توانایی را میدهد تا پژوهشها را از منظر مبحثی نقد و تحلیل کند. به کمک دانش محوری، پژوهشگر میتواند به این پرسشها پاسخ دهد:
بخش دوم: شامل مبانی نظری پژوهش است که دانش روششناختی مورد نیاز برای پژوهیدن مسئله مورد نظر را در اختیار پژوهشگر قرار میدهد. این دانش به او این توانایی را میدهد تا پژوهشها را از منظر روششناختی نقد و تحلیل کند. به کمک دانش روششناختی پژوهشگر میتواند به این پرسشها پاسخ دهد:
به کمک دانش محوری، نقاد میتواند به دو پرسش اول پاسخ دهد و به کمک دانش روششناختی، وی میتواند به دو پرسش دوم پاسخ دهد. این نکته نیز بسیار اهمیت دارد که با پاسخ به این پرسشها، ایشان (نقاد یا شرکتکنندگان در نشست نقد) این توانایی را مییابند تا مسئله پژوهش خود را به صورت علمی و مبتنی بر واقعیتهای علمی شناسایی و تشریح کند. اگر هر پژوهشگری نتواند به پرسشهای پیش گفته پاسخ دهد، عملاً از نقد علمی متون و پژوهشهای مرتبط با مسئله پژوهش خود ناتوان میماند و به همین دلیل نمیتواند ادعای پژوهش خود درباره ناکافی بودن دانش (یا وجود شکاف دانشی) را به صورت علمی و مستند بیان کند. این بدان معنا است که پژوهشگر از بیان علمی و منطقی مسئله پژوهش، مرزبندی علمی پژوهش خود در بدنه دانش موجود و تشریح اصالت و نو بودن پژوهش خود عاجز خواهد ماند. او بهجای تحلیل و نقد علمی متون و طرح علمی مسئله پژوهش، با توجیهی سَرسَری مثلاً نو بودن مبحث یا متفاوت بودن جامعه و بافت پژوهش، به طراحی ضعیف پژوهش میپردازد که از اساس ضرورت آن نامشخص است. این نوع پژوهشها، صرفاَ به دلیل طرح مسئلهی نو، قابل دفاع هستند اما مخاطب و کاربرد عملی (یا حتی نظری) نخواهند داشت.
با توجه به اهمیت مسئله مذکور، گروه یادگیری فناورانه دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه شهید بهشتی در نظر دارد تا به منظور بالندگی و پویایی علمی دانشگاهیان از مهرماه 1397 سلسله نشستهایی را با حضور دانشجویان تحصیلات تکمیلی و استادان محترم به نقد و تحلیل 16 عنوان پایان کارنامه کارشناسی ارشد دفاع شده در دانشگاه شهید بهشتی در سالهای اخیر در حوزه یادگیری فناورانه و روانشناسی اختصاص دهد (به شرح جدول زیر). شایان ذکر است که این نشستها با حضور خود پژوهشگران و استادان متخصص در این زمینه برگزار خواهد شد. اهداف این نشستها به شرح زیر میباشد:
* هدف رویداد:
هدف اصلی:
تسلط پیدا کردن عملی و نظری دانشجویان با دانش علمی و روش علمی پژوهشگری در حوزه یادگیری فناورانه، روانشناسی و حوزههای مرتبط
اهداف فرعی:
برچسب:
نویسنده: یوسف بختیاری